پایانی مرگبار برای دوستی اینترنتی + عکس
(بسم الله الرحمن الرحیم)
امتحاناتم تمام شده بود و من چیزی نداشتم که آن ذهنم مشغول باشه و دلتنگیام را فراموش کنم. حوصله حرفهای تکراری پدر و مادرم را نداشتم؛ از خانه زدم بیرون؛ نفهمیدم چند قدم برداشتم؛ رسیدم در کافی نت مجید آقا؛ کافی نت شلوغ بود و همان یک دستگاهی که مجید آقا همیشه برای من نگه میداشت، منتظر من بود، طبق معمول تا رسیدم پای کامپیوتر نفسش را گرفتم و رفتم توی چت روم تا ببینم کدام یک از بچهها آنلاین هستند. رضا، احمد، حسن و.... زیاد برام مهم نبودند؛ تااینکه همان دوست همیشگیام را که همیشه منتظر آن لاین شدنش بودم، دیدم؛ «افشین »! تا صفحه باز او را دیدم چشمم برق زد؛ دیگه وقتی با دوستام چت میکردم پیشنهادهای مسخرهشان مثل بریم سینما و... باعث سر گرمیم نمیشد. با اینکه موقع ناهار بود و دائما به مادرم که نگران برگشتن من به خونه بود رد تماس میزدم با دوست جنتلمنی که پیدا کرده بودم سرگرم شدم.... هنوز خودش را بعد یک ماه ندیده بودم ولی دوستیهایمان هر روز در باز و بسته شدن صفحاتی در صفحهای که تمام دلخوشیام شده بود محکم و محکمتر میشد. پسری ظاهرا آرام و مظلوم با چشمهای قهوهای و عینک بدون فریم. اولین بار که عکس او را در صفحه فیس بوکم دیدم برای دیدن مرد رویاهایم سر از پا نمیشناختم، ولی با خودم گفتم بذار بیشتر بشناسمش.
افشین که نام اصلیاش «سیامک» بود خودش را استاد یکی از دانشگاههای معتبر معرفی کرده و میگفت پسری پولدار و صاحب یک مرکز تجاری است. ما بیشتر از درس و کار و زندگی روزمره حرف میزدیم. او هم خیلی صبور بود. کمتر شکایت از چیزی میکرد یا عصبانی میشد. فقط میدانم از نیش پشه خیلی عصبانی میشد! از پارتی بازی هم نفرت داشت. میخواست آدمها را با لیاقتشان بشناسند و هر کس در جایگاه خودش باشد. وقتی اینجوری نمیشد غصه میخورد، اما اصلا افسرده نبود. مادرش را خیلی دوست داشت... و به من بسیار ابراز علاقه میکرد....
بالاخره روز بر آورده شدن آرزوهایم فرا رسید سر از پا نمیشناختم محل قرارمان خانه افشین تو ظفر بود....
وقتی آن پسر را دیدم، جا خوردم از تعجب داشتم سکته میکردم؛ پرسیدم شما افشین هستید؟ گفت: آره؛ گفتم اما اصلا شبیه عکستون نیستید؛ جواب داد آدمها نباید دل به حرفها و صورتها ببندند، دنیا پر از دروغ است آدمها با همین دروغ هاشون در کنار هم به قول خودشان زندگی مسالمت آمیز میکنند.
یه قطره اشک سمج از گوشه چشمام چکید.... چشمم را از روی نفرت انداختم پایین و نگامو دوختم به سرامیکهای کثیف کف اتاق.... چقدر کثیف بودن... درست عین دل بعضی از آدما.
او با نگاه هوس بازش به من نزدیک شد و خواست نیت بیشرمانهاش را عملی کنه؛ با این کار مخالفت کردم و خواستم با دادو فریاد کمک بگیرم. اما او با چاقویی که در دست داشت من را تهدید کرد؛ هیچکس به غیراز ما دو نفر در آن خانه نبود و صدای کمکخواهیام به جایی نمیرسید برای همین شروع به گریه و التماس کردم و از او خواستم اندکی صبر کند و قول دادم...
افشین رفت سمت پنجرههای قدی و بزرگی که در انتهای سالن بود؛ پردههای طلایی و سفید رنگ اونو پوشونده بود؛ پردهها رو زد کنار، پنجره را باز کرد و به کارگرا که داشتن کار میکردن نگاه کرد و شروع کرد به سیگار کشیدن، هر پک سیگارش نفسهای من را بیشتر به شماره میانداخت، من هراسان از زندگیم که قرار بود به دست مردی کلاهبردار پر پر بشه؛ نمیدونستم چی کار کنم...
ناگهان پنجره باز اتاق توجهم را جلب کرد، یک دفعه به ذهنم رسید؛ این دفعه برای اولین بار بخت با من یار شد با سرعت تمام دستهایم را به کمر افشین فشار دادم او هول شده بود، نتوانست خودش را نجات دهد. با دیدن پیکر خون آلود افشین، من هم بین همهمه آدمها گم شدم. بههوش که آمدم؛ دستبند روزگار را روی دستانم حس کردم و نگاهم بیاختیار به پلیسی که کنارم ایستاده بود گره خورد.... حالا نمیدانم بیگناهم یا گنهکار.....
سرهنگ «نیک نفس» رئیس مرکز تشخیص و پیشگیری پلیس فتا با اشاره به این پرونده میگوید: دلبستگیهای بهوجود آمده در دوستیهای اینترنتی در دراز مدت ممکن است با عث سوء استفاده افراد فرصت طلب قرار گیرد و در تجربه این دوستیها، فرصتی برای انتخاب و شناخت صحیح دختر و پسر از یکدیگر به وجود نمیآید. این مقام مسئول ادامه داد: معمولا افراد در این گونه دوستیها فقط ادعا میکنند که ارتباطشان با انگیزه ازدواج است و این رابطه بیشتر بر عشق ورزی کور استوار است و عنصر خرد ورزی و عقلانیت در تصمیم گیریهای اینچنینی وجود ندارد. سرهنگ نیک نفس ادامه داد: دوستیهای اینترنتی نه تنها مشکلی را برای پسران و دختران حل نمیکند، بلکه اگر هم این روابط به ازدواج بینجامد، در زندگی مشترک سوء ظن و بیاعتمادی را برای دو طرف به همراه دارد. رئیس مرکز تشخیص و پیشگیری پلیس فتای ناجا با اشاره به اینکه معمولا دوستیهای اینترنتی با انگیزه تفنن، سرگرمیو هوسرانی شکل میگیرد، تصریح کرد: عمر این دوستیها بسیار کوتاه است و آنچه که در پی آن باقی میماند تعارض فکری واحساسی دختران و پسران و از دست دادن اعتماد به نفس و به وجود آمدن بدبینی در بین آنهاست. وی بیان کرد: برای پیشگیری از چنین آسیبهایی باید خانوادهها به نقش حیاتی خود در برابر فرزندان آگاه شوند تا بتوانند الگوهای صحیح رفتاری را به فرزندان ارائه دهند و آنها را در برابر آسیبهای اجتماعی واکسینه کنند. این مقام ارشد انتظامیادامه داد: در این باره جامعه، خانواده، وسازمانهای مسئول میتوانند با تقویت ارزشهای اخلاقی، معنوی و انسانی و سست گردانیدن معیارهای مادی در نظر جوانان، تقویت و توسعه مراکز ورزشی و تفریحی و برنامه ریزی صحیح برای اوقات فراغت آنها، ارائه خدمات رفاهی و اجتماعی جهت برطرف کردن کمبودهای عاطفی کودکان و نوجوانان، پرورش احساس عزت نفس و اعتماد به نفس کودک و نوجوان در خانواده و مدرسه جلوی منزوی شدن جوانان در اجتماع و رویآوردن آنها به دوستیها در فضای مجازی را بگیرند.





























اگه حال داشتی صلوات جهت فراهم شدن مقدمات ظهور امام زمان فراموش نشه!
التماس دعا
یا حق = یا علی(ع) = یازهرا(س)
مرگ بر وهابیت














هر گونه کپی برداری از لحاظ شرعی و قانونی حرام است.
مگر بادرج لینک سایت ما














+ نوشته شده در شنبه ۴ آبان ۱۳۹۲ ساعت 2:11 توسط بیدگلی
|

